فرهنگِ تلکه، بازتابِ اخلاقِ یک ملّت

برای آنان که اهل سفر و دوره‌گردی‌اند تلکه شدن مفهومی آشناست. «تلکه» یا به اصطلاحِ انگلیسی‌زبانان «Rip off» را شاید بتوان از مذموم‌ترین رفتارهای بشری دانست، چرا که چندین رذیلتِ اخلاقیِ دزدی، دروغ‌گویی، ضعیف‌کُشی و توهین به شعورِ دیگران را همه در خود دارد. فردِ تلکه‌کننده می‌داند قیمتِ یک جنس یا سرویس چقدر است و با دیدنِ فردی غریب و از جیک و بوکِ اوضاع بی‌خبر به دروغ قیمتی فراتر از ارزشِ عادلانه و معمول تقاضا می‌کند و با...

ادامه‌ی یادداشت

رقصی چنین میانه‌ی میدان‌ام آرزوست

رقص یک هنر است و تجلّی زیبایی از خلالِ حرکاتی موزون و برخواسته از عمقِ جان. نیچه سخنِ معروفی دارد که «به آن خدا باور نخواهم داشت که رقص نداند». سرخ‌پوستان ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید: «رقصِ ما را ببین تا سخنانِ قلبم را بشنوی». غربیان معتقدند که رقص تعادلی شکننده میانِ کمال و زیبایی‌ست.  فارغ از اینکه رقص در ایران باستان وجود داشته یا خیر، ایرانیان در نقطه‌ای از تاریخ رقص مخصوص به خودشان را خلق کرده و بال و پر داده‌اند. شاید...

ادامه‌ی یادداشت

عزای دین، ختمِ حافظ

مدت‌ها بود ایمانِ خود را به دین و پیغمبر و خدا از دست داده بود. جای تعجب هم نبود. با سردمداری واعظانِ بلامتعظ و خرماخورانِ منعِ-رطب-کن چاره‌ی دیگری نداشت. سال‌ها بود که درازدستیِ بی‌شرمانه‌ی کوته‌آستینانِ مردم‌فریب و ریای متعفنِ زاهدانی که از بوریای محفلشان جز بوی ریا به مشمام‌اش نمی‌رسید خیری ندیده بود. نصایحِ توخالی‌شان جز سفسطه و استحماق مفهومِ دیگری نداشت و آتشِ تزویرشان مدت‌ها بود که خرمنِ دین‌ِ او و هم‌نسلانش...

ادامه‌ی یادداشت

مزدورانِ زورمندِ زردار ِمزور

رخنه‌گران در جای جای کهکشان و کیهان (فراخوان برای یادبودِ‌ سالگرد مرحوم سعیدی سیرجانی را از دست ندهید) فرض بفرمایید عوامل نفوذیِ دشمنانِ یک کشور در محفلی، گروهی یا حزبی گردِ هم آمده‌اند. این افراد طبعاً مطابقِ ماموریت تلاش می‌کنند منویاتِ پلیدِ دشمن را پیاده نمایند. حالا شما خودتان را بگذارید جای دشمنِ فرضیِ کشوری مانندِ ایران (در سال‌های اولیه‌ی دهه‌ی شصت) و برای نابودی و استحاله‌ی تدریجی آن نقشه بکشید و بدانید که...

ادامه‌ی یادداشت