کژطبع جانوران

«طفلی به نام شادی دیری‌ست گم شده‌ست….» استاد شفیعی کدکنی شعری ناب و تازه را اینگونه آغاز می‌کند. دغدغه‌ی او اما به یک سال و یک قرن باز نمی‌گردد. این طفل قرن‌هاست که در پهنه‌ی میانِ خلیجِ فارس و خزر ناپیداست. متعصبانِ خشک‌مغزِ قشری اصولاً با هر چه مایه‌ی شادی و نشاط است مشکل داشته‌اند. خنده مکروه است. رقص مذموم است. بزم محکوم است. هنر فسق و فجور است، موسیقی غناست و عشق جای‌اش در پستوی خانه. حقّ گفتن تنها زیرِ لحاف...

ادامه‌ی یادداشت

سنّت‌گرایی سانتی‌مانتالِ با چاشنیِ تحقیرِ متکبرانه

. مطلبی از سیدعلی‌ میرفتاح در روزنامه‌ی اعتماد به چشمم خورد که صرفِ چاپش برای روزنامه‌ای با داعیه‌ی روشنفکری و اصلاح‌طلبی مایه‌ی تأسف است. یادداشت را می‌توان در سه بندِ  «مدحِ روزنامه‌های کاغذی»، «مذمّتِ خبرگزاری‌های برخط (آنلاین)» و «خوار انگاشتنِ خبرخوانانِ اینترنتی» بدونِ‌ ارائه‌ی دلایل محکمه‌پسند و معقول خلاصه کرد. در مجموع به می‌توان این نوشته از دو منظر موردِ نقد قرار داد: یکی اینکه نویسنده هیچ دلیلِ علمی و...

ادامه‌ی یادداشت

اجنبی‌ستیزیِ حاد

 داریوش سجادی را بسیاری به واسطه‌ی زخم قلم‌هایش می‌شناسند. او با آنکه خود را اصلاح‌طلب می‌داند، اما به سیاست‌های نظام وفادار است و معتقد به این نیست که آرمان‌های انقلاب چندان منحرف شده باشند. تیغِ قلمِ وی اکثر منتقدانِ نظام را می‌نوازد و وفاداری‌اش به عقیده‌ای که دارد باعث می‌شود اصلاح‌طلب و اصول‌گرا را در نقدهایش به یک چوب براند. این نان به نرخ روز نخوردن در روزگاری که سالوس و ریا همه‌گیر شده غنیمتی‌ست. با این وجود...

ادامه‌ی یادداشت

بیلی بهرِ باغچه‌مان

نظر متینی از جانب آقای جعفری ذیل مطلب «اسراییل: دردِ بی‌شفا، بهانه‌ی جفا، دست‌آویزِ بقا» نوشته شد که به گمانم پاسخش ارزشِ یک یادداشتِ جداگانه داشته باشد: اسرائیل نقطه تلاقی تفکر الهی و تفکر الحادیست ، اگر ما سراغ او نرویم یقین بدانید او سراغ ما می آید. نفی اسرائیل چه در عمل چه در تفکر، از الزامات بایسته نظام اسلامی است زیرا نتایج عملکردی آن رژیم نه تنها نظام اسلامی، که کل بشریت را تحت تاثیر خود قرار می دهد. آهنگ مبارزه با...

ادامه‌ی یادداشت

نتوان مرد به سختی که من اینجا زادم

جناب سجادی در یادداشتی هزیمتِ ایرانیانِ غربت‌نشین را با تشبیه به داستانِ «جزیره‌ی خوشی» پینوکیو به بلاهت و توهم نسبت داده‌اند. اجازه بفرمایید با ذکرِ خاطره‌ای نکته‌هایی از یادداشت را که موردِ قبولِ بنده نیز هست بازگو کنم تا تفاوتِ نگاهِ بنده با ایشان مشخص‌تر شود. در سفری به برلین که یکی دو ماه بعد از انتخاباتِ شائبه‌برانگیزِ سالِ ۸۸ داشتم و در کورانِ جولانِ جنبشِ سبز در داخل و خارج به دکه‌ای برخوردم که برای امثالِ ما...

ادامه‌ی یادداشت

مرحوم سعیدی سیرجانی، الگویی برای جنبش کرامت‌جو

ارزشِ فريادهای رياستيزانه‌ی وی وقتی مشخص می‌شود که بدانيم آن دورانِ تاريک نه مانندِ ساليان حضورِ اصلاح‌طلبان در دولت است که گنجي‌ها از درون زندان برای حکومت خط و نشان مي‌کشيدند و نه چونان زمانه‌ی حاضر است که شکافِ کارگزارانِ نظام به حدی رسيده که به دستورِ رهبری معظم وقعی ننهند و مستحضر به مردمی باشند که به فيضِ رسانه‌های متعدد و رنگارنگ به حقوقِ مسلم خود و دروغ‌پردازی‌های بی‌شرمانه حکومت واقف‌اند و بر پيگيری مطالباتشان مصرّ.

ادامه‌ی یادداشت

یک انسان کشته شد، نه یک وبلاگ‌نویس

وبلاگستان پر شده از اخبارِ مرگِ یک «وبلاگ‌نویس» در زندان. تو گویی که اگر میرصیافی نازنین وبلاگ‌نویس نبود چنین موجی راه نمی‌افتاد، که عموماً راه نمی‌افتد. یادِ خودسوزی آن انسان مقابلِ مجلس می‌افتم که عده‌ای او را جانباز می‌نامیدند و گروهی دیگر وی را معتاد. انگار نه انگار که انسانیتی در کار بوده و کلِ مسئله در این خلاصه می‌شده که طرف «جانباز» بوده یا «معتاد». عباس عبدی چه زیبا نوشته بود که هر دو گروه دچار کج‌بینی‌اند در...

ادامه‌ی یادداشت

بلبشوخانه‌ای به نامِ وطن

شمشیرِ‌ دولبه بودن یا به عبارتِ کوچه‌بازاری تفِ‌ سربالا بودنِ اقداماتِ وقیحانه‌ی جناحِ ضداصلاح‌ اندک اندک معلوم می‌شود. این جماعت با تکیه بر نیروهای جان‌برکف و همه‌چیز به مزدِ‌ امنیتی هر صدای مخالفی را با تهمت و بی‌آبرویی و افشاگری‌های بی‌مورد خفه کردند و چماقِ خفقان را طوری بر دورِ سرِ‌ مبارک چرخاندند و فریادِ هل من مبارزی سر دادند که مدت‌های مدیدی‌ست فریادِ اعتراض که هیچ، ناله‌ی شکایتی هم از جنبنده‌ای...

ادامه‌ی یادداشت

مردم‌سالاری با ترکه‌ی اضافه

از شما چه پنهان مدتی‌ست طرفدار ظهور و حضورِ دیکتاتورِ مصلح شده‌ام. ناگفته نماند که درباره‌ی کوسه‌ی ریش‌پهن بودنِ و خاصیتِ جمع‌النقیضینی آن هم زیاد خوانده و شنیده‌ام. اما از هر زاویه‌ای که به ملتِ ایران و موقعیتِ‌ جغرافیایی و منابعِ نکبت‌آورِ زمینی‌اش نگاه می‌‌کنم دموکراسی، آن هم از نوعِ غربی‌اش برای شروعِ تحول سرابی بیش نیست. ملتِ جالبی هستیم. مریض‌احوال و پرکمبود. می‌دانم لحن‌ام شبیه این شبه‌روشنفکرهایی شده...

ادامه‌ی یادداشت

به پناهِ‌ خدا برفت…

هدف از این یادداشت صرفاً تشکری خالصانه از یاران وفادار نظام شکوهمند جمهوری اسلامیست که فداکارانه مملکت را از آفت وجود نویسنده‌ای فتنه انگیز حفظ کردند که قلمِ سرکشِ فتنه‌انگیزش تنها باعث بروز نفاق در میان توده‌ی مردم شهیدپرورِ انقلابی بود و سخنان بی‌پایه‌اش منشاء ظهور عناصر مزاحم و خیره‌سر. شاید از خودتان می‌پرسید که کدامین نویسنده بخت‌برگشته‌ای را می گویم که امروزه روز به برکت نغمه‌های استعماری و تهاجم...

ادامه‌ی یادداشت