آمدیم این سوترک

آری بالاخره ما را بالکل در وبلاگ‌سرای البته فخیمه‌ی blogpars مسدود کردند. ماجرا از این قرار بود که بنده به مسئولین نامه‌ای مبنی بر حذف نامربوط لغات زدم با این مضمون که: در متن یادداشت‌ها هنگامی که لغاتی مانند «خمینی»، «کس»، احمدی‌نژاد یا «ملا» نوشته می‌شود، خود به خود توسط ویرایشگر هنگام ثبت حذف می‌شود! خواهشمند است اگر دلیلی دارد بفرمایید، در غیر این صورت رسیدگی شما مایه‌ی امتنان است. در ضمن پیغام خوانندگان هم گویا به نام...

ادامه‌ی یادداشت

تفاخر بی‌مورد

چگونه شکواییه بنویسیم چگونه توصیه‌نامه بگیریم پیش از عزیمت البته شکوهمندانه‌ی حقیر به ژاپن، در مرکزی تحقیقاتی وابسته به دانشگاهمان به کسب و کار مشغول بودم. البته به قول علی نصیریان در هزاردستان، «کسب که نه، کار می‌کردم.» در اوج جوانی و طبعاً خامی به نثر مسجع علاقه‌ی وافری داشتم. البته کار روی پروژه‌ی پایگاه آن لاین شعر فارسی هم مزید علت شده بود برای طبع‌آزمایی در این مقوله و فخرفروشیِ یک‌چشمانه در میان جماعت کوران...

ادامه‌ی یادداشت

یاران همه رفتند

×توجه! خواندن این مطلب برای کسانی که رفاقتِ غیر دیجیتالی با من ندارند ملال انگیز است و توصیه نمی‌شود. سکونت در فرنگستان گزیدم بسی خاکم به سر باشد که ریدم! امروز اشتفان، همسایه‌ی در-به-درِ من (یعنی در اتاقش روبه‌روی در من بود) برای یک دوره‌ی هفت-هشت ماهه عازم سنگاپور شد. دورانی با هم داشتیم اینجا. می‌شود گفت که نزدیک‌ترین رفیق‌ام بود. در زمینه‌ی خل‌مشنگی‌ها اصولاً کم نمی‌آورد. (کاری که دوستان واقف‌اند که چندان آسان...

ادامه‌ی یادداشت