و فقط خاطره‌هاست…

زندگی فرایند عجیبی‌ست. اگر با مفاهیم مدیریت آشنا باشید زندگی همه ما چونان پروژه‌ای‌ست که باید با برنامه‌ریزی مناسب و راهبرد هوشمندانه و راهکارهای هدفمند به پیش رود. برای آنان که خودخواهانه می‌اندیشند پروژه‌شان کوتاه‌مدت است و با زندگیشان به پایان می‌رسد. برای دیگران پروژه‌شان پیش‌زمینه و پیش‌نیازی‌ست برای پروژه‌های دیگرانی که هنوز در شکم مادر و پشت پدرانشانند. زندگی مانند هر پروژه‌ای هدف دارد. زندگی بی‌هدف زندگی...

ادامه‌ی یادداشت

فصلی جدید

به سلامتی انتقال یادداشت‌ها از وبلاگِ پیشین انجام شد. مانده چند مطلبی که جسته گریخته در سایت‌های مختلف خبری نظیر خودنویس، کمپین ۸۸، یا آینده (عباس عبدی) منتشر کرده بودم که آنها را هم نم نمک منتقل خواهم کرد. از ۱۵ آگوست ۲۰۱۲ پس از مدت نسبتاً مدیدی عزلت‌گزینی دست-به-قلم خواهم شد. يادداشتِ مرتبطی يافت نشد

ادامه‌ی یادداشت

من و رفقای اسرائیلی‌ام

هفته‌ی پیش به تربت جنت‌رتبتِ هند پای گذاشتم، قربتً الی الکاماسوترا. دوره‌ای که طی دوماه و نیمِ آینده خواهم گذراند برنامه‌ای بین‌المللی‌ست که به وسیله‌ی شرکتِ Infosys برگزار می‌شود. این شرکتِ جهان‌گستر با دانشگاه‌های معتبرِ کشورهای مختلفِ دنیا قراردادی بسته تا در دوره‌های چند ماهه پذیرای دانشجویانِ آنها برای گذراندنِ دوره‌ای کارآموزی باشد. استراتژی‌ای برد-برد که از طرفی به دانشجویان امکانِ زندگی در هند و مشاهده‌ی...

ادامه‌ی یادداشت

از سید شرمنده تا سردارِ برّنده

دوم خرداد با هزار آرزو به خاتمی رای دادم. شانزده سال بیشتر نداشتم. یک دلیل عمده‌ی مخلص و بسیاری از همسن و سالانم برای دل سپردن به سید خندان آزادی‌های اجتماعی بود و دیگری حمایتِ آشکارا و خالصانه‌ی کرباسچی، شهردارِ معروف و محبوبِ آن دوران از وی. یادم می‌آید با هم‌کلاسی‌هایمان در دبیرستانِ‌ البرز مطالبِ روزنامه‌های کیهان و جمهوری اسلامی و باقی راست‌های افراطی را در تخریبِ خاتمی می‌خواندیم و با فرضِ صحتِ آن مطالب،...

ادامه‌ی یادداشت

جلوس در لوس آنجلس

دو هفته‌ایست که به لوس‌آنجلس آمده‌ام، یا به قولی تهران‌جلس. خیلی مشتاق‌ام به دانستن دلیلِ اصلی انتخاب این ابرشهر به عنوان مقصد برای بسیاری از فراری‌های زمان انقلاب. از چند ایرانی مهاجر که پرسیدم دلایلِ نامربوطی سر هم کردند که فقط اثبات‌کننده‌ی یک واقعیت بود و آن هم عادتِ ایرانی‌ جماعت به جواب سر هم کردن برای هر سوال بدون داشتنِ اطلاعِ کافی. قابلِ پذیرش‌ترین دلیل‌شان شاید هنرپرور بودنِ‌ این شهر بود که باعثِ سکونتِ‌...

ادامه‌ی یادداشت

سایه‌ی توهم

این یادداشت را در جوابِ خانم سایه سعیدی دختر مرحوم سعیدی سیرجانی نوشتم که گردانندگان سایت ssirjani.com (بنده!) را سرسپرده‌ی حکومت خوانده بوده: یکی از علاقه‌مندان اطلاع داد که بر تارکِ‌ قسمتی از وبسایتی که خانم سایه سعیدی برای نگهداری آثارِ مرحوم سعیدی سیرجانی تدارک دیده‌اند، این پیغام خودنمایی می‌کند: «دوستان ؛ تار نمای تقلبی ssirjani.com نمونه آشکارا از دست درازی جمهوری اسلامی به آنچه از آن مردم ایران است؛ می‌باشد.» مخلص به عنوانِ...

ادامه‌ی یادداشت

آید برون!

تکلمه‌ای بر آن دکلمه‌ی معروف از مغزِ علیلِ مخلص تراوش نمود تا یادگاری باشد جماعتِ‌ مستان را که سحرگاهان زیر لب زمزمه کنند و یادی هم طبیعتاً از بنده‌ی شرمنده. يادداشتِ مرتبطی يافت...

ادامه‌ی یادداشت

تشاعر

عارض شوم خدمتِ عزیزان که ایامِ امتحانات فرصتی دست داد که در کنارِ درس خواندن و بار کردنِ دانش بر سروِ روان‌ام و افزودنِ ناگزیر بر فروتنی، دمی هم به کاری «مثبت» بپردازم و چند بیتی بسرایم که مدتی بود ترهاتی از جانبِ مایعِ لزجِ اندر-جمجمه-جای‌-خوش‌کرده‌ام تراوش نکرده بود. اولین سروده برای شما خوانندگانِ گرامیِ از همه جا بی‌خبر شعر است و برای ما خاطره! تقدیم به حضور تمامی آنهایی که در ایامِ شباب یا دورانِ پیری دلی در لعبتی...

ادامه‌ی یادداشت

هجویه‌ای پیشکش blogpars

دوستان توصیه کردند که با یک معذرت‌خواهی قالِ‌ قضیه را بکنم و رفع شر بنماییم که بنده با عرضِ ادب و احترام قبول نکردم. منی که سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید از چونان آدمِ‌ دون‌مایه‌ای معذرت بخواهم که چرا موقعِ‌ انتقالِ‌ آرشیو بد و بیراه بر زبان‌ام جاری شده است؟ نکند مردک انتظار داشته ثناگوی رفتارِ‌ غیرمتمدنانه‌اش باشم و زبان‌بریده به کنجی صم بکم بنشینم که هر کسی در جایی از قدرت‌اش سوءاستفاده کرد گردِ‌ ملالی بر خاطرِ‌...

ادامه‌ی یادداشت

حذر کنید از بلاگ‌پارس!

ماجرای انسدادِ وبلاگِ ما از آن صحبت‌هاست که بر هر سرِ بازاری هست. اما دلیلِ‌ اصلی را بالاخره با مقادیرِ‌ متنابهی شرلوک‌هلمزگری و پوارواندیشی و خانم مارپل‌بازی کشف کردیم. بعد از آنکه یکی دوبار وبلاگِ ما را دچارِ یبوستِ مزمن کردند و «یادداشت‌ها» هر دفعه به مرارت و با رفعِ‌ موقتِ توفیق خارج می‌شد، نامه‌ای به مسئولان زدم که «با سلام بنده تا جآیی که عقل ناقصام قد می‌داد موارد مشکوک و بودار را حذف کردم. حتی یک پست را که...

ادامه‌ی یادداشت