فرهنگِ تلکه، بازتابِ اخلاقِ یک ملّت

برای آنان که اهل سفر و دوره‌گردی‌اند تلکه شدن مفهومی آشناست. «تلکه» یا به اصطلاحِ انگلیسی‌زبانان «Rip off» را شاید بتوان از مذموم‌ترین رفتارهای بشری دانست، چرا که چندین رذیلتِ اخلاقیِ دزدی، دروغ‌گویی، ضعیف‌کُشی و توهین به شعورِ دیگران را همه در خود دارد. فردِ تلکه‌کننده می‌داند قیمتِ یک جنس یا سرویس چقدر است و با دیدنِ فردی غریب و از جیک و بوکِ اوضاع بی‌خبر به دروغ قیمتی فراتر از ارزشِ عادلانه و معمول تقاضا می‌کند و با این کار گویی دست در جیبِ طرفِ مقابل کرده و اضافه‌قیمت را با وقاحتِ تمام «می‌دزدد». یا مثلاً آن راننده تاکسی (تاکسی‌متر دار) که به جای مسیرِ معقول راهی مارپیچ وار را طی می‌کند تا مسافرِ غریبِ را بچاپد، نه تنها پولِ وی که از وقت و اعصابِ وی نیز دریده‌منشانه «می‌دزدد». جالب اینجاست که بسیاری از تلکه‌کنندگان شاید در ظاهر افرادی مقید به اصولِ مذهبی باشند. بسیاری از کشورهای جهانِ سوم نظیرِ ایران، ترکیه، تونس، مالزی یا اندونزی مسلمان هستند و در اسلام هم دروغ گناهِ کبیره است و هم دزدی مستحقِ مجازاتِ شدید. منتهی تمامِ این موانعِ شرعی در جوامعِ بی‌اخلاق نادیده انگاشته می‌شوند و این عمل هم نه دروغ و دزدی که «رندی و زرنگی» نامیده می‌شود تا وجدانِ مجرم آسوده گشته و در خیالش پولِ به چنگ آورده حلال و ثمره‌ی فکرِ «خلّاق»ش تلقی شود.

برای مخلص بررسیِ جامعه‌شناسانه‌ی جوامعِ مُتلک! خالی از لطف نیست. مذهب در این میان نقشِ تعیین‌کننده‌ای ندارد و صداقت و بی‌پیرایگیِ افراد و به عبارتی میزانِ تقیدشان به اصولِ بدیهیِ اخلاقی ملاک است. در کشورهای مسلمان، آفریقایی، آمریکای جنوبی و آسیای شرقی که تلکه مذهبی فراگیر است دین، تاریخ یا تمدنِ مشترکی وجود ندارد که بخواهیم این رذیلت را به آن ربط دهیم. حتی امنیتِ اجتماعی نیز چندان مولفه‌ی تأثیرگذاری نیست، هر چند که یک متغیرِ مهم به حساب می‌آید. اگر پا را یک قدم فراتر بگذاریم باید گفت که هوش و اخلاق یا به عبارتی دوراندیشی و تربیتِ درست در این میان نقشی اساسی دارد. دوراندیشی به این معنا منفعت‌آور است که به عنوانِ مثال یک تاجرِ درست‌کردار و خوش‌حساب در بلندمدّت مشتریانِ بیشتری خواهد داشت تا خرده‌فروشانِ بنداز-دَرروی خیابانی. کشورهایی که مردمانشان به مهمان‌نوازی و خوش‌رفتاری شهره‌اند مقصدِ جذاب‌تری برای گردشگران هستند تا ممالکی که هر شهروندشان یک دزدِ بالقوه است. اخلاق نیز چیزی جز اصولی تعریف شده بر مبنای تجربه‌ی هزاران‌ساله‌ی بشر برای نفع بردنِ جمعی در طولانی‌مدّت نیست.

خلاصه اینکه به گمانِ مخلص می‌توان احتمالِ تلکه‌شدن در یک جامعه را شاخصی مناسب برای اندازه‌گیریِ اخلاق در آنجا دانست. بر کشورهایی که ادعایی در زمینه‌ی اخلاق و تمدن و دین ندارند خرده‌ای نمی‌توان گرفت. اینکه شهروندانِ برخی کشورهای مسلمان یا کاتولیک به آن درجه از شعور نرسیده‌اند که تعارض‌های رفتارهای روزمره‌شان با آموزه‌های دینی را درک کنند اسف‌بار است.

نکته اکنون اینجاست که ملّتِ کشوری به نام ایران که اکثریتشان یا به تمدنِ دوهزار و پانصد ساله می‌نازند و یا به پرچمداریِ اسلام و تشیع (و یا به هر دو) در کجای این رده‌بندی جا خوش کرده‌اند.

 

 

نگارش دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>