خصومت با غرب، جسارت یا حسادت؟

خ
خصومت با غرب و فرهنگِ غربی تنها محدود به اصول‌گرایان و محافظه‌کارها نیست. بسیاری از اصلاح‌طلبان و حتی اپوزیسیون نیز گاه و بی‌گاه از خباثت‌های غرب (و بعضاً شرق) در طولِ تاریخ می‌نالند. به گمانِ حقیر استفاده از دانش و فناوری و محصولاتِ غربی و تبرّی جستن از غرب و فرهنگِ آن شتر سواریِ دولا دولاست. در دنیای به هم پیوسته‌ی کنونی سخن از خودکفایی گفتن یا ژاژخاییِ عوام‌فریبانه است و یا توهمی آمیخته با جهلِ مرکب. بسیاری از همین دون‌کیشوت‌های غرب‌ستیز در آپارتمان زندگی می‌کنند (غربی)، سوارِ ماشین می‌شوند‌ (غربی)، از امکاناتِ لوله‌کشی و گازکشی و برق و تلقن استفاده می‌کنند (غربی)، تلویزیون نگاه می‌کنند (غربی) و یا پشتِ رایانه‌شان می‌نشینند و به اینترنت وصل می‌شوند (غربی). این افراد اگر با خودشان صادق باشند به جای خلاصه کردنِ غرب در سکس و استعمار آن را تحمیل‌کننده‌ی دانش و صنعت و قانونِ نوین خواهند دید. نیازی به اطاله‌ی کلام نیست. تنها کافی‌ست تصور کنیم که اگر دخالتِ غربی‌ها نبود، الان ایران در چه وضعیتی قرار داشت. در بهترین حالت حکومتی ناصرالدین شاهی (اگر نه سلطان حسینی) حکم‌فرما بود با رعیتی که بخشی از درآمدش به دربار می‌رود و بخشی دیگر به حوزه و مسجد. تلاشی برای پیشرفت صورت نمی‌گرفت،‌ چرا که دستآوردهای دنیوی در مقابلِ ثوابِ عبادت و ریاضت ناچیز هستند و روزی را خدا می‌رساند. بیماری‌ها و فجایعِ طبیعی نیز محصولِ غضبِ خداوندند و ما را چه به دخالت در عالمِ غیب. خلاصه همه چیزمان به همه چیزمان می‌آمد، همانطور که در دورانِ صفویه و قاجار آمد.
نود درصد زندگیِ کنونیِ ما محصولِ تمدنِ غرب است. مدرسه، دانشگاه، کارخانه، جاده‌ی آسفالته، تلفن، ماشین، هواپیما، تلویزیون، ماهواره، اینترنت و و و. علم به این تأثیر خودفروختگی و غرب‌زدگی نیست. هر کشور و منطقه‌ای به فراخورِ شرایطِ اقلیمی و تاریخی و انسانیِ خود متاعی به تمدنِ جهانی عرضه داشته است. چینی‌ها با باروت و هنرهای رزمی، آمریکای جنوبی با میوه‌های رنگارنگ و  آواز و رقص‌های برانگیزاننده، اروپا با دانش و قانون و ایران با عرفانِ اسلامی و ادبیاتِ غنیِ پارسی. اینکه ملّتی در همه‌ی حوزه‌ها سرآمد و خودکفا باشد نه ممکن است و نه عقلانی. آنچه تمدن را به جلو می‌برد تبادلِ اندیشه و محصول بر پایه‌ی احترامِ متقابل است. همانطور که عرفانِ‌ اسلامی از دینِ‌ اسلام را از آن حالتِ خشک و متهجرِ عربستان‌پرورده خارج کرد و لعابی از رحمانیت و عرفان به آن داد و باعثِ گسترشش به هند و آسیای شرقی و عالم‌گیریِ کرامتِ انسان و تساهل و تسامح شد، دانش و قانونِ غربی نیز باعثِ بالا رفتنِ‌ سطحِ زندگی شده است. مرحوم سعیدی سیرجانی مقاله‌ای ارزشمند در این خصوص دارد با عنوانِ‌ «از هر کرانه». او به درستی استدلال می‌کند که ذاتِ تعالی‌جوی ایرانی هنگامی که هنرهای مختلف نظیرِ مجسمه‌سازی و تأتر و نقاشی با چماقِ تکفیر سرکوب شدند، پتانسیلِ خود را در مجرای عرفان و ادبیات آزاد کرد و گنجینه‌ای لبریز از زیبایی‌های کلامی و معنایی به جای گذاشت.
دانش ستیزیما باید به فرهنگِ خود بنازیم و همزمان از محصولات و داشته‌های مثبتِ فرهنگیِ دیگران استقبال کنیم. متاسفانه در این میان حکومت سعی می‌کند فرهنگِ غربی را با آزادی‌های جنسی و دیگر مسائلی از نگاهِ عرفی و فرهنگی شاید منفی تلقّی شوند گره بزند و کلِّ آن را متغایر و متخاصم با فرهنگِ ایرانی جلوه دهد. فرهنگِ غرب امّا با تمدنِ آن تفاوت دارد. فرهنگ مخصوصِ کشورها و مناطقِ خاص است، در حالیکه تمدن مسئله‌ای فراگستر و ورای خرده‌فرهنگ‌هاست. تمدنِ غرب یعنی حاکمیتِ قانون، احترام به کرامتِ انسانی و تأکید بر دانش‌پروری. این وجه مشترکِ کشورهایی نظیرِ انگلستان و سوئد و آلمان و نروژ و استرالیا و دانمارک و فرانسه و اسپانیا و آمریکا و کاناداست. کشورهایی که هر یک فرهنگی مخصوص به خود دارند.
ذیلِ یکی از مطالبِ غرب‌ستیزِ وبلاگی طرفدارِ حکومت که خلطِ مبحث کرده و ارزش‌های غربی را با سکچوالیسم برابر دانسته چند نظرِ موافق و مخالف وجود داشت که به خوبی بیانگر دو نگاهِ متوهمانه و واقع‌گرایانه است. آوردنش در اینجا شاید به فهمِ مطلب کمک کند. تا بعد.
مطلب: دفاع از عقلانیت یا اروتیسم و سکسوئالیسم؟!
بنده:
اگر غرب نبود الان یکی مثل ناصرالدین شاه زمامدار بود و همچنان با گاری این ور اون ور می‌رفتی امید جان!
اگر غرب نبود الان تو خونت پشت رایانه‌ت نمی‌تونستی بشینی یادداشتی رو بنویسی و بعد در معرض دید هر کسی که علاقه‌منده در هر کجای دنیا قرار بدی.
اگر غرب نبود هنوز زنها تو اندرونی بودن و مردها تو بازار یا سرِ زمین کشاورزی. نه کارخانه‌ای، نه صنعتی، نه ماشینی، نه برقی!
اگر غرب نبود هنوز تو هند زنها رو بعد از فوتِ مردهاشون به همراهِ جسد مرد تو آتیش می‌سوزوندن.
اگر غرب نبود همچنان نود درصد مردم بیسواد بودن و اون ده درصد هم فقط سواد خوندن قرآن رو داشتن.
اگر غرب نبود صنعت چاپی نبود و شاید به ازای هر ده هزار نفر یک جلد کتاب دست‌نویس پیدا می‌شد.
اگر غرب نبود نفتی هم پیدا نمی‌شد که یک حکومت تا خرخره بهش وابسته باشه و برای باقیِ دنیا عربده‌کشی کنه.
آفرین که یه مطلب نوشتی و غرب رو دست انداختی. الان غرب به لرزه افتاد و بدنِ رو به احتضارش رو رو به قبله خوابوندن. آفرین به تو به عنوانِ سرباز ولایت که مطالبت تیری زهرآگین هست در قلبِ غربِ بد و نکبت. غربی که صدالبته توش بیشتر از میهنِ عزیز و پرگهرِ ما دزدی و ریا و دروغ و تجاوز اتفاق می‌افته. دست مریزاد. ایول.

 

سیدنوید پاسخ در تاریخ بهمن ۱۱م, ۱۳۹۱ ۲:۳۵ ب.ظ:
اصلا امید جان اگر غرب نبود کره زمین نبود
اصلا من نبودم تو نبودی اون نبود
فک کن !!! :)
تسنیم پاسخ در تاریخ بهمن ۱۱م, ۱۳۹۱ ۲:۴۷ ب.ظ:اگرغرب نبود این همه به خاطر چپاول گری های استعمارگرانیشان کشته نمی شدند
اگرغرب نبود این همه انسان بی گناه آفریقایی گرسنه نمی موندند
اگرغرب نبود فرهنگ هم جنس بازی وبی بندوباری نبود
اگرغرب نبود غلدرانی مثل شاه بدبخت ورضا شاه برسر این مملکت خراب نمی شدند
اگرغرب نبود شکنجه گاه های اسرائیلی فلسطینیان را شکنجه نمی کردند
اگرغرب نبود هیروشیما وناکازاکی هم نبود
اگرغرب نبود ۸سال جنگ ایران وعراق وسلاح های شیمیایی هم نبود[پاسخ]

مستمسک پاسخ در تاریخ بهمن ۱۱م, ۱۳۹۱ ۳:۰۹ ب.ظ:
با بنده موافقم.
چپاول‌گری‌های استعماری تسنیم!؟ نه اینکه وقتی ما مثلاً زمان نادر شاه قدرت داشتیم همسایه‌هامون (بالاخص هندوستان) رو غارت نکردیم؟ باز لااقل استعمار یه نکته مثبت داشت که سطح فرهنگ و سواد رو بالا برد.
انسان‌های آفریقایی همین الان بسیاریشون جونشون به کمک‌های انسان‌دوستانه‌ی غرب بنده. شما به
جای غرب به چین گیر بده که تو آفریقا عملاً داره برده‌داری می‌کنه.
اگر قلدرانی (با ق نوشته می‌شه عزیز دل برادر) مثل رضاشاه و محمدرضاشاه نبودن شما الان نه برق داشتی، نه جاده آسفالت، نه آپارتمان و برج و نه ماشین. نکنه فکر می‌کنی که حکومت مظفرالدین‌شاه و ناصرالدین‌شاه قرار بود آبادانی و پیشرفت و تعالی به همراه بیاره!؟
مسئله‌ی اسراییل و فلسطین چه ربطی به غرب داره!؟ شما اگر تاریخ خونده بودی می‌دونستی که اتفاقاً انگلیس (یکی از مظاهر غرب!) از همون اول از اعراب حمایت می‌کرد و نه اسراییل. آمریکا از ابتدا طرفدار تشکیل
دولت یهودی بود. پس این قضیه اسراییل و فلسطین رو به کلّ غرب تعمیم نده برادر یا خواهر عزیز
هیروشیما و ناکازاکی به خاطر چموشیِ ژاپن و پافشاری در لشکرکشی بود. روزانه چند هزار نفر در
زندان‌های ژاپن و کشورهای اشغال‌شده‌شون جون می‌دادن از گرسنگی و شرایط بد. ژاپن حتی توانایی
برنج‌رسانی به جمعیت خودش رو هم نداشت، با این حال با شعار «مرگ مرگ تا پیروزی» به جنگ ادامه می‌داد. پس یک طرفه به قاضی نرو.
۸ سال جنگ ما با بزرگ‌ترین دشمن اسراییل در اون زمان فقط به خاطر بلاهت انقلابیونی بود که خیال‌بافانه
می‌خواستن از طریق کربلا قدس رو بگیرن. ادامه جنگ فقط به خاطر حماقت خود ما بود و نه غرب!
تسنیم پاسخ در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۱ ۸:۵۲ ق.ظ:سلام بهتره که کار های اون هارو توجیه نکنی .ازکی تا حالا آمریکا که مدعی خحقوق بشره و بمب اتم به رو ی مردم بی گنا ه می ریزه وتمام مردم دنیا به وحشی گری آمریکا اذعان دارند مورد حمایت شما ها واقع شده ؟؟؟؟!!!!
درمود رضا خان قلدرجناب برادر باید خدمتت عرض کنم که برق و آسفالت رو هم متفقین به خاطر رسیدنن به اهدافشون دراین کشور ایجاد کردن نه این که دلشون به خاطر مردم ایران سوخته باشه تازه ببین چه قدر حکومت پهلوی بدبخت بوده که باعث شد اروپایی ها برامون آسفالت وبرق بیارن اگر کتاب دکتر حسابی رو خونده باشی میبینی که دکتر ازفقر امکانات ازجمله نبود آسفالت درزمان محمد رضا صحبت می کنن که اون قدرمردم درفقربودند که نمی دونستند آسفلا چی هست !!مردم درزمان جنگ جهانی دوم اون هم که ازصدقه سر اوپایی ها ایجاد شد خاک اره قاطی آرد ها می کردندو نونشون رو با خاک اره می خوردند چرا ؟؟؟!!!چون ازبی درایتی رضا خان مملکت دست روس ها میفته وقحطی میاد که این هم باز از موهبت های غربه .
همین غرب بود که فرهنگ هم جنس بازی -بد حجابی وچشم چرونی آقایون رو به بار آورد ازنظر سطح سواد که باید خدمتتون عرض کنم درزمان محمد رضا بیش از ۹۰درصد مردم سوادد نداشتند واگر شما همم مطالب تاریخی موثق رو. خونده باشین می فهمین که سواد فقط برای درباریان وشاهزاده ها بوده ومردم عادی بویی ازاون نبردند اگرانقلاب نمی شد مردم باید هرروز ازجیب مبارکشون برای کمک به اسرائیل وبرای کمک به آب لوله کشی کشور های پیشرفته خرج می کردند .
درمورد فلسطین هم اگر انورسادات گول بازی های سیاسی آمریکا وانگلیس رو نمی خورد مردم فلسطین به این بدبختی نمی رسیدند اسرایئیل سالانه میلیون ها دلار ازغرب پول میگیره برای مقابله با مردم بی گنا ه وبرحق فلسطین .
درمود ۸سال جنگمون بهتره اطلاعاتتون رو ازمنافقینی چون مهاجرانی نگیرید چون بهتونن نگفتن که جنگ به خاطر کمک های غرب ازجمله بمب هاب شیمیایی فرانسه وآمریکا وتانک های مجهز چین و دادن هواپیماهای انگلیس طولانی شد چون بهتون نگفتن که بعد از آزادی خرمشهر هنوز قسمت های زیادی ازمملکتمون دست اجنبی حمایت شده ی غرب محاصره بود چون بهتون نگفتن که افرا دخائنی مثل بنی صدرکه ازدادن تجهیزات نظامی خودداری می کرد باعث شد جنگ طولانی بشه وهم چنین بلاهت افراد منافق که با عث کارشکنی می شدند درضمن ما هنوز یادمون نرفته که همین منافقینی که مردم بی گناه ایران رو می کشتند توسط همین غربی ها حمایت پولی می شدند.
بنده پاسخ در تاریخ بهمن ۱۴م, ۱۳۹۱ ۶:۲۵ ب.ظ:تسنیم عزیز، احتیاجی به عصبانی شدن نیست. اگر مبانیِ نظریِ شما قوی باشه با ادله و ادب هم می‌شه حرف رو به کرسی نشوند.
من متاسفانه چند گزاره‌ی غلط تو جمله‌هات دیدم که گوشزد می‌کنم.
«بمب اتم به رو ی مردم بی گنا ه می ریزه وتمام مردم دنیا به وحشی گری آمریکا اذعان دارند»
کسانی که قربانیِ بمبِ اتم هستن، یعنی ژاپنی‌ها، بهترین روابطِ فرهنگ و اقتصادی رو با آمریکا دارن. من فقط یک سوال دارم: تمامیِ ۱۲۷ میلیون ژاپنی، که پیشرفت‌ها و فرهنگِ غنی‌شون نشون می‌ده آدم‌های کودنی نیستن، از نظرِ شما گمراه شدن و از آمریکایی که دو تا بمب انداخته رو سرشون متنفر نیستن؟ این مسئله به این فکر نمی‌ندازتت که اونی که قربانی شده قبول کرده که امپراتورِ ژاپن که حکمِ خدا رو داشت بدون چنین فاجعه‌ای تن به تسلیم نمی‌داد و به عنوانِ پیامدش چندین میلیون دیگه کشته می‌شدن؟ همین امر در موردِ هند و انگلیس هم هست. بیش از یک میلیارد آدم تو هند نه تنها امروزه مشکلی با انگلیسی که مدت‌ها استعمارشون کرد ندارن، بلکه روابطِ خیلی خوبی هم با اون کشور دارن، چون قضیه رو یک طرفه نمی‌بینن. چرا مای ایرانی باید همیشه کاسه‌ی داغ‌تر از آش باشیم؟ درکش سخته که بهمون اطلاعاتِ یک‌طرفه دادن؟
«برق و آسفالت رو هم متفقین به خاطر رسیدنن به اهدافشون دراین کشور ایجاد کردن»
موقعی که رضاخان تصمیم به کشیدنِ راهِ شوسه و راه‌آهن و آوردنِ برق به ایران گرفت هنوز جنگ جهانی دوم در نگرفته بود. نه تنها در نگرفته بود، که اون موقع روسیه و انگلیس روابطِ خصمانه داشتن و روسیه با آلمان پیمانِ صلح امضا کرده بود و بیشتر تو جبهه‌ی متحدین بود. از وقتی که آلمان به روسیه حمله کرد روسیه تو جبهه‌ی متفقین قرار گرفت که اون ژوئن سال ۱۹۴۱ بود. ساخت راه‌آهن جنوب به شمال سال ۱۳۱۶ یعنی حدود ۱۹۳۷ شروع شد. در ضمن اسنادِ‌ تاریخی نشون می‌ده که انگلستان با ساخت راه آهن جنوب به شمال مخالف بود و رضاخان رو تحت فشار گذاشته بود که به جای اون راه آهن غرب به شرق بکشه تا مسیر انگلیس به هند هموار بشه. امری که با مخالفت رضا خان مواجه شد.
«درزمان محمد رضا بیش از ۹۰درصد مردم سواد نداشتند»
گزاره‌ی درستی هست با نتیجه‌گیریِ نادرست. شما به جای اینکه درصد باسوادها رو در نظر بگیری باید شتابِ باسواد شدن (میزانِ افرادِ جدیدِ باسواد در سال) رو در نظر بگیری. نرمالیزه‌شده‌ی این عدد (میزانِ باسوادهای جدید به نسبت کلّ جمعیت) در سال‌های واپسینِ‌ حکومتِ پهلوی بسیار بیشتر از ده سالِ اوّل حکومت جدید بود. در ضمن زیرساخت‌هایی که درست کردنشون زمان می‌بره و مفت و مجانی به دستِ حکومتِ جدید افتاد (برق و جاده و مدرسه) رو هم نباید نادیده گرفت. هیچ آماری مبتنی بر اینکه رشدِ سوادآموزی بعد از انقلاب افزایش پیدا کرد وجود نداره.
«اگرانقلاب نمی شد مردم باید هرروز ازجیب مبارکشون برای کمک به اسرائیل وبرای کمک به آب لوله کشی کشور های پیشرفته خرج می کردند»
من نمی‌دونم منبعِ خبری‌ت از کجاست (انشاءالله که از پای منبر نیست)، ولی این امر حقیقت نداره. ایران قبل از انقلاب هم هیچ وقت با اسراییل روابطِ رسمیِ دیپلماتیک نداشت. در ضمن هیچ سندی در خصوصِ کمکِ مالیِ بلاعوضِ شاهبه اسراییل وجود نداره، ولی تا دلت بخواد کمک‌های بلاعوض به کشورهای عربی نظیرِ اردن و مصر (بعد از جمال عبدالناصر البته) هست. در ضمن فراموش نکن که حجمِ عظیمی از سلاح‌های خریداری شده توسطِ ایران در طیِ جنگ با عراق با واسطه‌گریِ اسراییل انجام می‌شد، چون عراق اون زمان دشمن درجه یک اسراییل بود و نه ایران. پس در اصل انقلاب و جنگ باعث شد از جیبِ ملّتِ ایران بره تو جیبِ اسراییل، تا جوون‌های کشور به خاطرِ دست‌یابی به رویایی غیرِعملی (رسیدن به قدس) به دستِ بعثی‌ها شهید بشن.
«جنگ به خاطر کمک های غرب ازجمله بمب هاب شیمیایی فرانسه وآمریکا وتانک های مجهز چین و دادن هواپیماهای انگلیس طولانی شد»
در اینکه کشورهای غربی به عراق کمک کردن شکی نیست، اسنادش هم هست. سوال اینجاست که آیا به ایران کمکی نکردن!؟ مخصوصاً روسیه (شوروی) سلاح‌های زیادی به ایران می‌فروخت. اینکه غربی‌ها از بلاهتِ دو تا کشورِ مسلمان سوءاستفاده کنن عملی اخلاقی نیست، اما اشتباه در وهله‌ی اول به خود ما برمی‌گرده که وقت خاک‌های اشغال‌شده رو پس گرفتیم ول کن معامله نبودیم. کشوری که قطعنامه‌های سازمانِ ملل رو به هیچ می‌گیره، وقتی تودهنی می‌خوره نباید ننه من غریبم بازی در بیاره. بالاخره باید هزینه‌ی «نه شرقی نه غربی» رو پرداخت می‌کردیم. که البته اون رو هم نکردیم و از سال ۱۳۶۵ با شوروی پیمان راهبردی امضا کردیم. یعنی در طولِ بیست سال از وابستگی به انگلیس و آمریکا و آلمان و فرانسه رسیدیم به وابستگی به روسیه و چین. شنیدنش سخته، نه؟

پسر شجاع پاسخ در تاریخ بهمن ۱۱م, ۱۳۹۱ ۲:۵۵ ب.ظ:

جناب بنده

همان غرب شما داره از پیشرفتها و علوم علمای مسلمان مانند بو علی و رازی و ..بهره می برند و بیشتر علوم دزد هستند تا عالم

پسر شجاع پاسخ در تاریخ بهمن ۱۱م, ۱۳۹۱ ۲:۵۸ ب.ظ:

یکی از کارهای هیتلر این بود که به هر کشوری که حمله میکرد دانشمندان اون کشور را در قرنطینه میذاشت و ازشون کار میکشید و علوم می دزدید که آلمان ده آلمان ..مدیون دزدیها هستند تا تلاش خودشان مثل کاری که الان کاندادا و آمریکا و …انجام میدهند .

در ضمن دروغ و اختلاس و دزدی و آدمکشی و ..در غرب خیلی بیشتر از شرق است . کار غرب اینه که شرقیها را به جان هم میندازه تا خودش مشغول پیشرفت باشه

بنده پاسخ در تاریخ بهمن ۱۱م, ۱۳۹۱ ۳:۳۱ ب.ظ:
اینکه ما بعد از دوره‌ی شکوفایی تمدنِ اسلامی رو به قهقهرا رفتیم تقصیر غرب نبود.
درسته که غرب در ابتدا از دانشِ ما استفاده کرد، منتهی خودِ ما کجا بودیم؟ به فرض که دانشِ ما در دسترس غرب نبود، این پیشرفتِ غرب رو مثلا‌ً صد سال عقب می‌انداخت نه بیشتر. مشکل اینجاست که چه اتفاقی افتاد که مایی که مهدِ دانش و تمدن بودیم به چنان دریوزگی افتادیم که بعد از چند صد سال همه چی مون به غرب وابسته شد؟
یکی از دلایلی که برای این امر نام می‌برن دور شدن از فلسفه‌ی عرفانِ اسلامی (از هیچ دلی نیست که راهی به خدا نیست) و فرو افتادن به تعصباتِ دگم‌اندیشانه‌ی دینی هست. هر وقت ما این قضیه رو برای خودمون حل کردیم که دینِ ما دینی‌ست در میانِ ادیانِ دیگر و هر ملّتی بسته به شرایطِ فرهنگی و جغرافیاییِ خودش حق داره دین و مسلکِ‌ خودش رو انتخاب کنه و این کار نه اونها رو نجس می‌کنه و نه راهیِ جهنم، اون وقته که راه‌های پیشرفت همراه می‌شه.
تا زمانی که به طورِ بچه‌گانه خودمون و دینمون رو از باقی برتر و حق‌تر بدونیم، حقمون همینه که افیونِ نفت رومون اثر بذاره و تو عالمِ هپروتمون برای دنیا برنامه بدیم و نقشه بکشیم! شرمنده که این حرف‌ها متفاوت از چیزی هست که پای منبرها و تو تلویزیون می‌بینین و می‌شنوین. اصراری ندارم که رد یا قبولشون کنین. همین که این نگاه متفاوت دیده بشه کافی هست برای باز شدنِ گفتگو و تأملاتِ بعدی.

نگارش دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>