اندر فوایدِ دخانیات

من سیگاری نیستم، اما با آنها که رگِ گردنشان برای اثباتِ مضراتِ سیگار و قلیان و امثالهم به غایت قوی‌ست هم قرابتی ندارم.

وبلاگ کلاشینکف دیجیتال در کنارِ آهستان از معدود وبلاگ‌هایی‌ست که از بلاگ‌نویسانِ اصول‌گرا می‌خوانم. خواندنِ نظرات و دغدغه‌های این عزیزان باعث می‌شود آدمیزاد به طرزِ تفکر و اولویت‌بندی‌ها و ارزش‌های آنها پی برد و لااقل به سانِ قاطبه‌ی اپوزیسیون تک‌بعدی فکر نکند. در ثانی مچ‌گیری‌های آنها بعضی اوقات از اصلاح‌طلبان یا سبزها نشاط‌افزاست! به عنوانِ نمونه یادم می‌آید آقایان کروبی و موسوی به برخی از مراجعِ تقلید نامه نوشته بودند که حضراتِ تکیه‌زده بر اریکه‌ی شورای نگهبان به علتِ کهولتِ سن توانایی تحلیل و تصمیم‌گیریِ درست را ندارند. امید حسینی نویسنده‌ی آهستان هم نکته‌سنجی کرده بود که بعضی از آن آیاتِ عظام از اعضای شورای نگهبان پیرترند! خب این دست مطالب در رسانه‌های اصلاح‌طلبان گیرِ آدم نمی‌آید. بگذریم.

بهمنِ هدایتی در نوشته‌ای به «معضل» قلیان‌کشی در خوابگاه‌های دانشگاه شریف اشاره کرده و با لحنی سوزناک آورده است که چرا گلِ سرسبدِ نخبگان این مملکت به آن درجه از «قلیونیّت» افتاده‌اند که مسئولینِ خوابگاه را وادار به خط و نشان کشی نموده‌اند. نظری مفصل به عنوانِ یک شریفیِ سابق ذیل یادداشتش گذاشتم که به دلایلِ فنی دم‌بریده شد! اینجا آن را مفصل‌تر می‌آورم:

اولین فرضی که بهمن به عنوانِ «حقیقت» در نظر گرفته اینست که قلیان بد و اخ و ناسالم است، چون به ریه‌ها آسیب می‌زند. این فرض اگر غلط نباشد حداقل بدیهی و اثبات‌شده نیست. مشکلاتِ جسمی اغلب منشاءِ روانی دارند تا منشاءِ فیزیکی. بسیاری از دردهای مفصل و ماهیچه و سر و استخوان به استرسِ بالا یا ناراحتی‌های روحی و فشارِ روانی بر می‌گردند تا از تغذیه‌ی نامناسب یا آسیب‌ها و کمبودهای جسمی. دخانیات در این مقوله‌ی خاص به آرامشِ روحِِ انسان کمک می‌کند و این امر باعثِ کاهشِ استرس و تسلیِ خاطر می‌شود که به نوبه‌ی خود از بروزِ بسیاری بیماری‌ها جلوگیری می‌کند. به عبارتی بسیاری آلامِ روزمره را که در گلویشان گیر کرده با پکِ قلیان پایین می‌دهند و هضم می‌کنند. دود و دم طبعاً عوارضِ جانبی را هم در پی دارد که همانا آسیب زدن به ریه جزوِ آنهاست، منتهی سوال اینجاست که فوایدِ آن به مضراتش می‌چربد یا خیر. پاسخِ این سوال به نحوه‌ی زندگی و میزانِ استرس و فشارِ روحی بستگی دارد. در روستایی آرام با مردمانی شاد و بی‌دغدغه مطمئناً ضررِ دخانیات در مجموع بیشتر است، چرا که مردمانِ آن آبادی نیازی به دود برای رسیدن به آرامشِ روان ندارند. اما در شهرِ بلبشوی آلوده‌ای چون تهران که برخورد با دیگران و مشاهده‌ی آثارِ تصمیم‌گیری‌ها و نحوه‌ی مدیریتِ صاحب‌منصبانی با سطحِ شعور و فرهنگِ سوال‌برانگیز مدام بر روی اعصابِ انسان رژه می‌روند، لاجرم قلیان می‌تواند غیرمستقیم برای سلامتِ جسمانی حتی مفید باشد.
فرضِ دومِ یادداشتِ بهمن اینست که قلیان کشیدن «تلف کردن» وقت است و در خورِ دانشجویانِ نخبه نیست. اگر از همان منظرِ آرامش‌بخشی و گذراندنِ اوقاتی خوش دورِ دوستان (روابطِ اجتماعی) به آن بنگریم، این به اصطلاح «تلف کردن» وقت می‌تواند حتی موجبِ بالا رفتنِ بازده به هنگامِ یادگیری شود. یعنی اگر دانشجویی چهار ساعت مطالعه و پژوهش کند و یک ساعت در جمعِ دوستان خوش باشد و دوباره دو ساعت به یادگیری بازگردد، بازدهی بالاتری دارد نسبت به وقتی که هشت ساعث بلاوقفه کتاب را به مثابه آینه‌ی دق مقابلِ دیدگانِ خود بگیرد. هر چند هم که «هشت» از «شش» در عالمِ نظر بزرگتر بنماید، خروجی در عمل به نفعِ «شش» است.
سوالِ به جا اما همان است که صادقانه و معصومانه در پایان آورده است: «این دانشگاه چه کم دارد که قلیان جای آن خلاءها را گرفته است؟» پاسخ اینجاست که چه کم ندارد!؟ دانشگاه اردوی مختلط و باشگاه رقص و کلوبِ شبانه کم دارد، که از نظرِ شرعی موردِ اشکال حکومت است. پس تقصیر را بر گردنِ نحیفِ دانشجویانِ نخبه نیندازیم. اگر اشکالی است در قامتِ ناسازِ بی‌اندامِ جامعه و حکومتی‌ست که میانِ سنت و مدرنیته لنگ در هوا و معلق مانده است. از سویی می‌خواهد انرژیِ هسته‌ای را در یدِ کفایتِ خود گیرد و از سوی دیگر از فراهم آوردنِ زیرساخت‌های بدیهیِ پیشرفت‌های علمی نظیرِ آزادیِ بیان و حفظِ کرامت و محیطِ شاد سر باز می‌زند. شتر سواریِ دولا دولای این حکومت کمرِ طبقه‌ی متوسط و نخبگانِ محنت‌زده را به تدریج در هم می‌شکند، چه شریفی، چه غیرِ شریفی. حال این وسط همین یک قلیان را مانده ممنوع کنیم تا عیشِ حضرات کامل شود که بیضه‌ی اسلام (با قرائتِ محدودکننده‌ای که از آن دارند) پابرجاست!

۵ دیدگاه‌ها

  1. محمد امین حسن پور
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱

    با سلام
    خوشحالم که بازهم مطلبی نوشته اید. نظرم را بعدا می گویم(مخالفت و موافقت هم کم ندارم با نوشته تان)

  2. نام
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱

    باسلام
    بابا شریفی..بابا نخبه ی کمر شکسته…باباعقده دار اردو مختلط…منورالفکر…بابا اِندِ مدیریت زمان در مقوله ی درس خوندن!!…
    میشه یه کم در مورد نظر حکومت در مورد سنت و مدرنیته بگی ما هم بفهمیم؟! ای بسا شما که اینقدر در همه زمینه ها سرت میشه و نظر میدی(نخسوزن روابط اجتماعی و … ) یه فکری هم در مورد اقتصاد کشور کن و راه کار بده…
    واقعا متاسفم از افرادی که برخی” تست زن ها” را نخبه حساب کرده و خود را هم…

  3. دردی‌کش
    ۲۱ مهر ۱۳۹۱

    :)
    ممنون بابت ابراز محبت و ارادت! دروغ چرا من عقده‌ی اردوی مختلط و پایکوبی و رابطه‌ی آزادِ اجتماعی ندارم، کمرم هم نشکسته، چون هفت هشت سالی هست که تو ایران زندگی نمی‌کنم. ولی چون کارشناسی رو تو شریف تموم کردم تا حدودی با دغدغه‌های طبقه‌ی متوسطِ دانشجو آشنایی دارم.
    این قضیه هم که شریفی‌ها نخبه هستن یا تست‌زن یه ادعای کلّی و غیر قابل اثبات و نامربوط هست. طبیعی هست که خیلی‌ها ممکنه صرفاً به واسطه‌ی مهارتِ تست‌زنی در کنکور رتبه‌ی بالا بیارن، و صرف تحصیل در دانشگاه شریف یا تهران یا امیرکبیر و باقی دانشگاه‌های معتبر تهران دلیل بر باهوش‌تر بودن و رنگین‌تر بودنِ خونِ این دانشجوها نسبت به دانشجویان شهرستانی یا آزاد نیست. من هم چنین ادعایی نکردم. از نظر آماری می‌شه بازدهی و منزلتِ اجتماعی و کاریِ فارغ‌التحصیلان رو مقایسه کرد و یک سری نتایجِ کلّی گرفت.
    یادداشتِ من صرفاً زیر سوال بردنِ فرضیاتِ بدیهی-تلقی-شده در مقاله‌ی مذکور بود. به هر حال سوای شریفی و غیرشریفی، خدا به همه‌ی ما متانت و ادب و احترام به عقیده‌ی مخالف عطا کنه، انشاءالله!

  4. علی
    ۱۰ آذر ۱۳۹۱

    پاراگراف دوم خوب بود.
    پاراگراف سوم را هم نقد نمی کنم. به هر حال بعد از مرگت اگر خدایی وجود داشت که به نظر من دارد متوجه خواهی شد که این سخنان درست بوده یا غلط.
    اما راجع به پاراگراف اول می گویم آنرا حbف کن زیرا ابروی شریفیها که هیچ که ابروی هرا نسان تحصیل کرده ای را برده ای.

    • دردی‌کش
      ۱۲ آذر ۱۳۹۱

      علی جان، هر شخصی با توجه به سواد و تجربه‌ی شخصی‌ش اظهار نظر می‌کنه. اگر دانش و تجربه‌ی من نزدِ شما از سطحِ نازلی برخورداره عذر من رو بپذیرید.

نگارش دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>