به پناهِ‌ خدا برفت…

هدف از این یادداشت صرفاً تشکری خالصانه از یاران وفادار نظام شکوهمند جمهوری اسلامیست که فداکارانه مملکت را از آفت وجود نویسنده‌ای فتنه انگیز حفظ کردند که قلمِ سرکشِ فتنه‌انگیزش تنها باعث بروز نفاق در میان توده‌ی مردم شهیدپرورِ انقلابی بود و سخنان بی‌پایه‌اش منشاء ظهور عناصر مزاحم و خیره‌سر. شاید از خودتان می‌پرسید که کدامین نویسنده بخت‌برگشته‌ای را می گویم که امروزه روز به برکت نغمه‌های استعماری و تهاجم...

ادامه‌ی یادداشت

خلقیات ما ایرانیان: افراط و تفریط

حکایتِ زیر را حتما خوانده یا شنیده‌اید. اگر هم اصل داستان را نخوانده‌اید متاسفانه مجبورید روایت حقیر را تحمل فرمایید: «آورده‌اند که دو کاسب مغازه‌شان روبه‌روی هم بود. یکی از آنها هر روز پس از نوش جان کردنِ خرمای روزانه‌اش هسته‌ی آن را برای شوخی یا مردم‌آزاری (یا هردو!) بر سرِ کچل کاسب دیگر پرتاب می‌کرد و لذتِ دنیا را می‌برد. مردِ بیچاره پس از نوش‌جان کردن ضربات خرما زیرِ لبی نفرینی نثارِ تخم و ترکه‌ی مردم‌آزار می‌نمود...

ادامه‌ی یادداشت

جامعه‌ی برره‌ای

فیلم اعتراض در میدان صادقیه را که دیدم پی به شباهتِ عجیبِ جامعه‌ی کنونی ایران علی‌الخصوص نسلِ جوانِ آن به ساکنانِ دهکده‌ی برره بردم! از کاهلی و بی‌خیالی و چشم و هم چشمی و غیبت و پرهیز از پیچیدگی که بگذریم مهم‌ترین شباهت در به مضحکه گرفتن اتفاقات و حوادث چه اجتماعی و فرهنگی و چه سیاسی‌ست که گویی در گوشت و خونمان رفته است. البته این از ویژگی‌های جوامع استبدادی‌ست که مردم را به بذله‌گویی و جوک‌سازی می‌کشاند که حق نشاید گفت...

ادامه‌ی یادداشت