تشاعر

عارض شوم خدمتِ عزیزان که ایامِ امتحانات فرصتی دست داد که در کنارِ درس خواندن و بار کردنِ دانش بر سروِ روان‌ام و افزودنِ ناگزیر بر فروتنی، دمی هم به کاری «مثبت» بپردازم و چند بیتی بسرایم که مدتی بود ترهاتی از جانبِ مایعِ لزجِ اندر-جمجمه-جای‌-خوش‌کرده‌ام تراوش نکرده بود. اولین سروده برای شما خوانندگانِ گرامیِ از همه جا بی‌خبر شعر است و برای ما خاطره! تقدیم به حضور تمامی آنهایی که در ایامِ شباب یا دورانِ پیری دلی در لعبتی...

ادامه‌ی یادداشت

کی نوبتِ بدکاران می‌شود؟

آیت الله توسلی هم دیارِ‌ فانی را با تمامِ ظالمانِ ریاکارِ شریعت‌سوزش واگذاشت و رفت. تو گویی که زمانه هم با نیکی و اصلاح و خرد سرِ ستیز دارد. نه تنها بر جامعه گردِ مرگ پاشیده که چرخِ روزگار هر روز به شعبده صاحبدلی را به کامِ نیستی می‌فرستد و جماعتی را از داشتنِ تکیه‌گاهی قابلِ اعتماد محروم می‌سازد. مانده‌ام چرا شقاوت‌پیشگان و بی‌ریشگان عمرشان طولانی‌تر است؟ چرا متحجران و ظالمان همچنان با وجود آنکه خوابشان به ز بیداری‌...

ادامه‌ی یادداشت

گنجی غیرقابلِ اتکا در دره‌ی جنی سیاست

وقتی خواندم که شخصیتِ معروف و محبوبی مثل آقای اکبر گنجی با آنهمه سوابق مبارزاتی و مطبوعاتی تحلیلی در حد رانندگانِ تاکسی و مردم عادی ارائه می‌دهد، مجبور به حرکت‌بخشی به قلم می‌شوم که به هر حال خاموش نتوان نشست. از حقیر انگاشتنِ نقشِ دولت و تخریبِ چهره‌های مثبتِ موثری چون قالیباف که بگذریم، بزرگ‌ترین اشتباهِ او در ساده‌سازی افراطی فضای سیاسی ایران و خلاصه کردنِ عالمِ بغرنجِ سیاست و قدرت در لولوی خودساخته‌ای به نامِ آقای...

ادامه‌ی یادداشت

دنیای پیچیده‌ی سیاست و جاذبه-دافعه‌ی قدرت

«قدرت» برای عامه واژه‌ای فریبنده اما منحوس‌ست و برای برخی روشنفکرانِ کنارِ گودنشین کلمه‌ای قبیحه. بسیار شنیدند و خوانده‌ایم که فلان نویسنده و شاعر و متفکر با افتخار اعلام می‌کند که به قدرت «آلوده» نشده و دامنِ کبریایی خویش از این بلای آزادگی‌سوز دور داشته است. نه تنها برای اکثر صاحب‌نظران که نزدِ عوام نیز شخصی که قبولِ منصب نمی‌کند و همواره ردای اعتراض به قدرتمندانِ البته منفور به تن می‌کند حرمتی دگر دارد و ارزشی...

ادامه‌ی یادداشت

جاهای خالی بسیار

مدتها بود که رمان نخوانده بودم. وقتی اینهمه مجموعه مقالات و کتابهای تحقیقی رنگ و وارنگ و استخوان‌دار در بازار هست که دل آدم برای خواندنشان لک می‌زند، خواندن داستان سکینه خاتونِ عاشق و ماجرای فلان مردِ سرگشته هیچ جذابیتی ندارد. رمان‌هایی ارزش وقت تلف کردن دارند که آدمیزاد بعد از خواندنشان احساس کند دریچه‌های جدیدی از زندگی و انسان بودن به روی‌اش باز شده‌اند. آنها که درس‌های زندگی و مفاهیم عمیق بشری را در لفافه پیچیده و به...

ادامه‌ی یادداشت