نسل سوخته، نسل پدرسوخته، هر دو سخت سپوخته

دعوایی گویا درگرفته بود در وبلاگستان پیرامون نسل دهه‌ی شصت و پنجاه که گرد و خاک‌اش تا وبلاگِ دورافتاده‌ی ما هم رسید. از آنجا که بنده دقیقاً بر لبه‌ی مرز این دو نسلِ نگون‌بخت واقع‌ام، اقدام به درفشانی می‌کنم، البته اندکی به نفعِ شصتی‌ها، چرا که متولد شصتم. پس هستم. (این جمله‌ی آخری برای زیبایی قافیه بود، معنی خاصی نداشت) به نظرِ‌ البته صائب و ارزشمند حقیر بزرگ‌ترین دو مقوله‌ی اساسی دو نسل را از یکدیگر متمایز می‌کند. یکی...

ادامه‌ی یادداشت

هر کسی از ظن خود…

طنزنویس توانا جناب آقای نبوی در یکی از مطالب طنز روزانه‌ی خود کنایتی زده‌اند که: ‌» هرچه باشد قالیباف چند ‏مرحله از احمدی نژاد جلوتر است. جلوتر هم نبود باز هم مهم نبود، دولت یکدست دهان ما را ‏سرویس می کند، وگرنه دولتی که چپش با راستش دعوا دارد که اشکالی ندارد . » جناب آقای بهنود نیز با وجود تمام نکته‌سنجی و خردمندی در زمانِ انتخابات ریاست جمهوری نهم قالیباف را احمدی‌نژاد بزک‌کرده خواندند. حقیقت اینجاست که هر دوی...

ادامه‌ی یادداشت

ملتِ نخبه‌کش، جاده‌هایی درخور

آیدین بهرامی، یکی از ارکان قهرمانی بسکتبال ایران در جام ملت های آسیا هم توسط جاده‌های فاقدِ استانداردِ ایران بلعیده شد. در روزگاری که تمامی کشورها به دنبالِ کشف و پرورش و محافظتِ استعدادها هستند، در زمانه‌ای که کمبودِ نیروی قابل و مستعدِ انسانی در ایران به دلیلِ فراری‌دادنِ مغزها مبدل به فاجعه شده است، همین چند نخبه‌ای که با هزار جان‌سختی از هفت‌خوان‌های پیدا و نهانِ حکومت سربلند بیرون آمده‌اند را چه آسان به گور...

ادامه‌ی یادداشت

هفتاد سینه سخن

خواندنِ مقاله‌های سال‌های سی و چهل برای هم‌نسلان من لذتی دارد. نه به جهتِ بهره‌مند شدن از نکاتِ ادبی یا ارزش علمی، بلکن به دلیل اطلاعات تاریخی و اجتماعی که به ما جوانانِ عصرِ آزادیِ اطلاعات و فورانِ دانش یادآوری می‌کند. مایی که رخدادهای تاریخی را از دیدگاهِ کوچکِ قرن بیست و یکمیمان برانداز می‌کنیم، غافل از اینکه در آن دوران زمانه رنگِ دگر داشته است و مردمان، اندیشه‌ی دگر. اجازه بفرمایید مثالی بزنم. چند سال پیش در جمعی...

ادامه‌ی یادداشت