حبیب یغمایی و توصیف سردمداران کم‌عقل

چندی پیش مشغول غور و تفحص در آثار مرحوم سعیدی سیرجانی بودم که در مقاله‌ای که راجع به حبیب یغمایی نوشته بود شعر جالبی پیدا کردم. این شعر تصادفاً بسیار مناسب حال و روزِ فلاکت‌زده‌ی رقت‌بارِ ماست. نمونه‌ی داغ‌اش این که گویا اخیراً دولت دوباره با تغییر ساعت مخالفت کرده است. فیض ببرید: نه چراغی، نه شعله ای، نه مهی چون دل ظالمان، شب سیهی چتر مانند، ابرهای سیاه بسته بر اختران روشن راه ریگ تازنده چون رهاشده دیو کرده هامون پر از...

ادامه‌ی یادداشت

حکایات کلیله و دمنه، مصداق بارز جامعه‌ی ایران

 تا تیغ بی‌قرار نگردد میانِ خلق بر تختِ ملک هیچ ملک پایدار نیست انصافاً مثل‌ها و کنایاتِ یک قوم از رفتار و پندار مردمان‌اش نشأت می‌گیرد و برگرفته از خلق و خوی آنهاست. مثلاً درصد قابلِ ملاحظه‌ای از کتب ادبی و دیوانِ اشعار تاریخِ سرزمین پرگهرمان به وعظ و اندرزدهی و پرهیز از حماقت و تندروی و ریا و چاپلوسی و ظلم و دروغ و غیره و ذلک اختصاص دارد. ضرب‌المثل‌هایمان هم شکرِ خدا از این قائده مستثنی نیست. «برای دستمال یک قیصریه را به...

ادامه‌ی یادداشت

اندر احوال انتخابات

این مطلب خرداد ماهِ دو سال قبل زمانِ انتخابات ریاست جمهوری نوشته شد. یادیست از روزگارِ پرطراوتِ جوانی! ایامی چند انتخاب وزیر به امر پادشه قدیر به عوام سپرده گشت تا زبانِ طعنِ بدگویان از ستم سلطان کوتاه گردد و روزگار بدخواهان تباه. انگشتِ ملامت مخالفان سویی غیر از خلیفه‌المسلمین را نشانه رود و بهانه‌ی دشمنان کم شود. حاکمی کو آیت‌الاطوار نیست قدرت از مردم بگیرد عار نیست سالی چند برآن برآمد تا نظارتِ عمال ملکِ بی‌کفایت...

ادامه‌ی یادداشت

یاران همه رفتند

×توجه! خواندن این مطلب برای کسانی که رفاقتِ غیر دیجیتالی با من ندارند ملال انگیز است و توصیه نمی‌شود. سکونت در فرنگستان گزیدم بسی خاکم به سر باشد که ریدم! امروز اشتفان، همسایه‌ی در-به-درِ من (یعنی در اتاقش روبه‌روی در من بود) برای یک دوره‌ی هفت-هشت ماهه عازم سنگاپور شد. دورانی با هم داشتیم اینجا. می‌شود گفت که نزدیک‌ترین رفیق‌ام بود. در زمینه‌ی خل‌مشنگی‌ها اصولاً کم نمی‌آورد. (کاری که دوستان واقف‌اند که چندان آسان...

ادامه‌ی یادداشت